جمعه , ۳۰ شهریور ۱۳۹۷
صفحه اصلی » تئاتر و سینما » روبر انریکو – فیلم رود جغد (۱۹۶۲)

روبر انریکو – فیلم رود جغد (۱۹۶۲)

تاثیرگذاریِ فیلم رود جغد (۱۹۶۲، روبر انریکو +) بر عمل متقابلِ سه‌نوع زمان یادشده متکی است.

در آغاز فیلم مقدمات مراسم اعدام، وسیله‌ی به دار آویختن روی پل راه‌آهنی بر فراز رودخانه، فراهم می‌شود. تشریفات و کارهای معمول گوناگونی که انجام می‌شود بر حسب زمان مادی پیش می‌رود و تمامی کنش نشان داده می‌شود، از جمله انتظاری بالنسبه طولانی برای طلوع آفتاب.

وقتی ابزارهای مختلف چوبه‌ی دار به کار می‌افتد و قهرمان فیلم به سوی مرگ می‌رود، طناب پاره می‌شود و او درون آب زیر پایش سقوط می‌کند، و در آنجا در میان بندهایی که به تنش بسته شده دست و پا می‌زند. این رخداده‌ها الگوی تصویر کردنِ مطابق زمان مادی را حفظ می‌کنند، منتها آن‌قدر طول می‌کشند که کم‌کم این فکر به ذهن تماشاگر خطور می‌کند که مرد فرار نخواهد کرد.

قهرمان فیلم به سطح آب می‌آید و در اینجا بخش تغزلی فیلم، که مبین شادی از صِرفِ زنده ماندن است، آغاز می‌شود. بدین خاطر، تماشاگر شیوه‌ی ارتباطش با فیلم را تغییر می‌دهد- از رابطه‌یی که در آن فیلم به‌مثابه تصویر مردی در تلاش فرار از اعدام است، به‌طرز تلقی از فیلم به عنوان پرداخت غیرواقعگرایانه و شاعرانه‌ی یک فرار، و بدین ترتیب زمان نمایشی، وجه غالب می‌شود.

آنگاه تحول برجسته‌ای از حیث زمان روی می‌دهد. صحنه قطع می‌شود به جوخه‌ی اعدامِ مستقر در تپه‌ی پشت. تلاش جوخه برای ترتیب دادن تعقیبِ بعد از فرار با حرکات کند شده نمایش داده می‌شود. روی آوردن به حرکات کند شده در این مرحله از داستان، حس زمان تماشاگران را از بین می‌برد. آنان اکنون این امکان را هم مدنظر دارند که عمل فرار آن‌قدر سریع صورت گرفته که بالاخره مرد در رفته است.

اکنون حس تماشاگران نسبت به رابطه‌ی مرد محکوم با تعقیب‌کنندگانش از هم پاشده است. فرار مرد، چیزی نبود جز وهمی از سرِ خوش خیالی. فیلم رفته رفته تماشاگر را فریب داده، وقتی که «حس زمان» او از میان رفته است.

واکنش تماشاگران در قبال کشف ناواقعی بودن فرار را، همچنین زمان عاطفی فیلم شکل می‌دهد. در حالی که مرد به خانه‌اش نزدیک می‌شود، نه‌تنها درها خود به خود باز می‌شود بلکه حرکات او در برخورد با زنش، همزمان نشان داده می‌شود. تصنعی بودن خیلی واضح این صحنه‌ها کیفیت واقعگرایانه‌ای را که مشخص‌کننده‌ی بسیاری از مراحل فرارش بود از میان می‌برد. همین که مرد به همسرش می‌رسد، سرش به سمت عقب تکانی می‌خورد و بعد قطعی داریم به نمایی از آویزان بودنش از پل.

از کتاب درک فیلم – الن کیسبی‌یر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *