یک سیاره شخصی – يك منظومه جمعى

مجله فرهنگی اورسی
یک سیاره شخصی جمعیت امام علی اورسی a personal planet

[box type=”shadow” align=”alignright” class=”” width=””]رویداد یک سیاره شخصی که از هفتم تا دوازدهم خرداد، در مرکز اسناد و کتاب‌خانه ملی فارس- نگارخانه تار و پود برگزار می‌شود، شامل نمایشگاه گروهی آثار تجسمی هنرجویان کودک و نوجوان خانه ایرانی سعدی و همین‌طور اجراهایی از گروه‌های موزیک شیراز و دیدن فیلم‌هایی از کودکی و گفتن و شنیدن از هنر می‌باشد. جمعیت خیریه دانشجویی امام علی (ع) و اورسی همه شما را به شرکت در این رویداد فرهنگی دعوت می‌کنند.[/box]
[button color=”green” size=”small” link=”http://instagram.com/personalplanet.project” icon=”” target=”false”]اینستاگرام پروژه سیاره شخصی[/button]
رویداد یک سیاره شخصی، جدای از نمایشگاه آثار تجسمی هنرجویان کودک و نوجوان خانه ایرانی سعدی، شامل برنامه های فرهنگی دیگری به شرح زیر می باشد.
یک سیاره شخصی

یک سیاره شخصی

اگه بخواهيم عقربه هاى ساعت رو بگيريم و بكشيم شون عقب . قبل از اينكه اونها سفرشون رو آغاز كنن ، قبل از اينكه اينجا موندگار شن اونها كجا بودند ؟ قبلش چى شده بود ؟
كمى فكر كنيد.
همه چيز روال معمول خودش رو داشت تا اينكه اون انفجار رخ داد.
همه چيز از يه انفجار بزرگ شروع شده بود . شايد فكر كنين منظورم همون بيگ بنگه . انفجار بزرگى كه همه چيز رو به وجود آورد . نه منظورم يه انفجار ديگه است . انفجارى كه همه چيز رو از بين مي بره . همه چيز متلاشى ميشه . اون انفجار همه چيز رو از بين برده بود .جهان تاريك شده بود . تاريك و ساكت . خاموشى همه جا جارى بود . موجودات کمی روى زمين باقى مونده بودن. كسى ميل حرف زدن يا حركت كردن نداشت . همه روى زمين بى حركت ، دراز به دراز افتاده بودند. بدنشون تكون نمی خورد و كسى دلش نمی خواست هيچ كارى بكنه توى اون تاريكى مطلق.
شايد يك دقيقه ، شايد يك سال، شايد صد سال اينطورى گذشت .
ناگهان نور ضعيفى از آسمون تاريك بالاى سرشون گذشت . يک لحظه بود اما همه اونو ديدند . نورضعيفى كه رد شد باعث شد مردمك چشم آدم ها و موجوداتى كه بى حركت روى زمين افتاده بودند تكون بخوره و مسيرشو دنبال كنه . اون نور خيلى كوچيك و دور بود اما اونا رو بيدار كرد . اونها منتظر نور درخشان بعدى شدند كه كمى بعد در آسمون پيداش شد . نور بعدى و بعدى..
موجودات زنده ی روى زمين مسحور نورها شده بودند. اتفاق عجيبى افتاده بود . اونها به سمت نورها به حركت دراومدند . بى وزن شدند و به سمت بالا رفتند. نرم و رقصان . مثل بارش بود ، حركت اونها به سمت آسمون.
اونها راه خودشون رو پيدا كردند و هر كس از مسيرى به سمتى رفت . پيش رفتند تا به جايى كه مى خواستند برسند . هركس تكه اى از سياره اى رو براى خودش انتخاب كرد . نمى شه گفت اونجا جاى ايده آلى براى تكامل بود . جايى بود كه مى شد دوباره شروع كرد ، تا خاطره ى اونچه كه براشون اتفاق افتاده بود رو فراموش كنند. تا از نو شروع كنند . بايه شيوه ى تازه .
يه شيوه ى شخصى روى يه سياره شخصى .
#سياره_شخصى
انیماتور : رامین بهادری
 
 

x منو ورود / ثبت‌نام