یکشنبه , ۳ شهریور ۱۳۹۸
صفحه اصلی » تئاتر و سینما » خانه‌ای که فرو می‌ریزد. یادداشتی بر “فروشنده” اصغر فرهادی

خانه‌ای که فرو می‌ریزد. یادداشتی بر “فروشنده” اصغر فرهادی

 

 

1240817_The-Salesman

 

بعضی معتقدند که هنرمند، بعد از خلق ِ شاهکارش، بعد از خلق ِ آن بهترین اثر ِ جاودانه و مشهور، دیگر نمی‌تواند شاهکار ِ دومی خلق کند و ناخواسته محکوم می‌شود به تکرار ِ مکررات. که تکرار، حتی اگر تکرار ِ شاهکار هم باشد، باز تکرار است و ناقص و معلول.

در این چند روز ِ کوتاهی که از اکران ِ عمومی ِ فروشنده فرهادی در ایران گذشته، جدا از نقدهای یک‌طرفه و سطحی ِ گروه معلوم‌الحالی که با فیلم، اکران نشده دشمنی می‌کردند و هنوز می‌کنند و شک دارم خودشان هم دقیقا بدانند که چرا، بیشترین نقد و شاید ایرادی که در شبکه‌های اجتماعی و از زبان تماشاگران می‌شنویم این است که فرهادی دارد خودش را تکرار می‌کند، این که فیلم هیچ موضوعیت ِ جدیدی ندارد و جدایی نادر از سیمین چقدر بهتر بوده و در آخر چهارشنبه سوری با همه قدیمی بودنش، چقدر از همه فیلم‌های بعدی فرهادی بهتر است.

فیلم با یک حادثه شروع می‌شود. با “خانه‌ای که دارد فرو می‎ریزد”. رعنا و عماد شتاب‎‎زده و هراسان همراه ِ بقیه همسایه‌ها از خانه بیرون می‎‎دوند و از این‌جا به بعد تمام ِ فیلم حتی در حادثه‎زده‌ترین سکانس‎‌ها، نفس‌گیرترین لحظات آرام پیش می‎رود. آرام ولی هراسناک، مثل اتفاق. این آرام بودن ِآبستن را می‌شود در طراحی هوشمندانه صحنه و لباس، در هوای ِ غالبا ابری و در سکوت ِ خانه جز وقتی با موسیقی شکسته می‎شود حس کرد. کسی فریاد نمی‎زند، نمی‌دود، تصادف نمی‎کند اما به سادگی، “اوضاع دیگر خوب نیست”.

نقطه قوت ِ فروشنده اما رقص ِاستعاره‌های داستانی ظریف و زیبایش است که البته گاهی آشکار و کمی تعجب برانگیز هستند(شاید تنها برای مخاطب ِ حرفه‌ای سینما):

آرام و خنک و خنثی بودن سکانس‎ها و لباس‎های خانه رعنا و عماد، و در مقابل و به وضوح، رنگ‌های تند و فضای اغراق‌‍آمیز و درخشان و کمی نوآر ِ نمایشی که موازی، در حال بازی در آن هستند. سکانس ِ کلاس درس عماد در دبیرستان پسرانه و بحث درمورد “گاو” غلامحسین ساعدی، یکی از پسرها می‌پرسد که آدم چطور گاو می‌شود، و عماد پاسخ می‌دهد “کم کم”، و بسیاری از سکانس‎های عجیب و هوشمندانه دیگر و پرده آخر : به نتیجه رسیدن ِ تشابه عماد و ویلی لومن، هر دو غوطه‌ور در تراژدی.

اما در آخر، بدون نوشتن ِ پلات فیلم و نقد داستان- زیرا هنوز اول اکران است و نوشتن ِ مفصل از داستان برای بسیاری که فیلم را ندیده‌اند خوشایند نیست- می‌خواهم بگویم فروشنده حداقل از نظرگاه ِ ادبی، اگر از فیلم‌های قبلی فرهادی یک سر و گردن بالاتر نباشد، پایین‌تر از آن‌ها نمی‎‎ایستد. فیلم یک ادای ِ احترام ِ هوشمندانه و ظریف به پیچش ِ زندگی و ادبیات است. چه در صحنه‌های نمایش، در کلاس ِ درس، در دیالوگ‌های حساب شده و صحیح و زیبا، آن‎قدر پیچیده به هم، که جدا شدنشان غیر ممکن.

وبلاگ روژان

۳ نظر

  1. اولین مساله ی تعجب برانگیز در مورد اکران فیلم قرار گرفتن در گروه هنر و تجربه بود که مطمئنا حاصل بی میلی تام مسئولین سینما برای نمایش و نوعی از سر باز کردن و ” زود کلکش رو بکن تموم بشه” باشد که همین باعث توفق حاشیه بر اصل فیلم شد. فیلمی که هیچ قرابتی با دسته ی فیلم های هنر و تجربه ندارد و یک درام اجتماعی است که چند فیلم دیگر امسال که با اقبال خوب تماشاگران مواجه شد هم در همین ژانر می گنجند مثل ابد و یک روز و خشم و هیاهو و …. .
    و اما فیلم …… تقریبا ۲۰ دقیقه ی ابتدای فیلم به کلاسیک وار ترین شکل به سرانجام رسید و معرفی شخصیتها به صورت کامل و مفصل از شغل و طبقه ی اجتماعی و …. که چندان چنگی به دل نزد اما آپارتمان جدید و شخصیت این مکان دم مسیحایی بود بر قصه ای که نزدیک لبه ی فنا رفت و از آنجا به بعد فرهادی خودی نشان داد . بازی شهاب حسینی هم به شدت کمک حال داستان بود و قابل تحصین . نکته هایی بود در فیلم که نبودن یا بودنشان جای سوال است مثلا شغل دبیری آیا کمکی به حال شخصیت پردازی کرد؟ نشان دادن محیط دبیرستان یا دیالوگهایی درباره ی فیلم گاو که چون به نظر جذاب می آمده سعی خاصی در گنجاندن آنها به هر طریقی بوده. تاکید بر نام نمایش نامه که اگر گفته نمیشد جذاب تر بود لااقل احساس کشف این راطه ها در ذهن حس مطبوعی به تماشاچی میداد که گرفته شد چون در هر صورت آنها که خوانده بودند میفهمیدند و آنها که نخوانده اند نه نگته را فهمیدند نه احتمالا هیچ قصدی برای خواندن متن و کشف رابطه نمیکنند.
    در مجموع فروشنده فیلمی است در کلاس جهانی و بسیار فکر شده تر و تامل برانگیز تر از اغلب آثار سینمای ایران پس دیدنش بشدت توصیه میشود.

  2. سلام ، خسته نباشید
    لطفا ، خواهش میکنم ، عاجزانه میخوام که لینک زیر رو باز کنید و اونو تا آخر بخونید تا معلوم بشه که اونایی که نقد میکنن و بهشون میگن منتقد ، صرفا صبح تا شب فیلم نمیبینن و پول بگیرن ، دلیل دارن ، با مصداق حرف میزنن:
    http://massoudfarassati.com/showpage.php?pid=11&cid=12

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *