سه شنبه , ۲۸ خرداد ۱۳۹۸
صفحه اصلی » اختصاصی اورسی » ساخت ایران | آلبوم‌های موسیقی انتخابی سال ۹۷

ساخت ایران | آلبوم‌های موسیقی انتخابی سال ۹۷

آلبوم های ۹۷ | ساخت ایران

طبق روال سال‌های گذشته (آلبوم‌های ۹۵ و آلبوم‌های ۹۶) در ایام نوروز آلبوم‌های برگزیده را مرور خواهیم کرد. در نظر سنجی امسال از بین تمام آثاری که از پایان بهمن ماه سال ۱۳۹۶ تا پایان بهمن ماه ۱۳۹۷ منتشر شدند بیست آلبوم را انتخاب کردیم. مولف اصلی تمام این آلبوم‌ها ایرانی هستند و برای انتخاب هیچ محدودیتی از قبیل نوع انتشار، کوتاه بودن آلبوم، محل انتشار و ژانر موسیقی وجود نداشت.
براساس رای اعضای تحریریه‌ی اورسی و کادانس همراه با چند منتقد فعال حوزه موسیقی، بیست آلبوم برگزیده بدون هیچ ترتیبی عبارتند از:

 

دره‌ خاموش اثر گروه بادزنگ
شب تاب اثر کاوه م راد
سرنا اثر رضا والی
ایستگاه دو اثر کوارتت کاسته
هنوز پاییز است اثر کیهان کلهر و رامرانت تریو

 

دردانه اثر نورمحمد درپور
آبی دور اثر فریدون بهرامی و آتنا اشتیاقی
سیزده چهل اثر گروه بمرانی
404 اثر فرشاد
# تهران اثر # تهران

 

گمشده‌ی ابدی اثر پوریان قندی
سکوت واژگون اثر تریوی خردل
گنج مستور اثر هولوگرام
خجسته اثر فرید خردمند و گروه سپهر
واپسین فردا اثر حمیدرضا خبازی، فرهاد زالی و مسعود براره

 

NOCEBO – 9T Antiope
Ashes of the Past – Crows in the rain
It’s Better Without You – The Muckers
The Brightest Winter Sun – Siavash Amini & Umchunga
About colors – Chikitaz

 

ایستگاه دو - کوارتت کاسته

بی‌سبکی؛ جوهره‌ی اصلی – اگر بگوییم ایستگاه دو اثر کوارتت کاسته ترکیب غریبی از موسیقی آوانگارد قرن بیستم، جَزِ معاصر، پراگرسیو راک و موسیقی مقامی ایران است، گرچه کلیت فضای موسیقی آن‌ها را توضیح داده‌ایم، اما در توصیف جزئیات موسیقی‌شان ناتوان مانده‌ایم. دومین آلبوم آن‌ها فضای خاصی دارد. فضایی که همواره در هر لحظه از هر قطعه متغیر است. در این آلبوم با هیچ موسیقی یک‌دستی رو‌به‌رو نیستیم و هیچ اتفاق سبکیِ مشخص در آن نمی‌افتد. جَز را دیگر نمی‌توان آن ساحت کلی در نظر گرفت که به‌نوعی می‌شد موسیقی کاسته را در قاموس آن جای داد. کوارتت کاسته در آلبوم دومش تنها به یک چیز وفادار است و آن بی‌سبکی است. آن‌ها تلاش کرده‌اند تا اندازه‌ی ممکن مرزهای سبکی را از موسیقی‌شان محو کنند. این بی‌سبکی حالا جوهره‌ی اساسی موسیقی کاسته را تشکیل می‌دهد؛ جوهره‌ای که حاصل فرعیات، افزودنی‌ها و ریزه‌های حاشیه‌ای موسیقایی است و پذیرش آن تنها به کیفیت انباشت شنیداری مخاطب وابسته است. |محمد خلیلیان|
یادداشتی در مورد کوارتت کاسته

سُرنا - رضا والی

نمایه‌ای از بارتوک ایرانی – انتشار «سُرنا» به نوبه خود یکی از مهم‌ترین اتفاقات موسیقی در سال ۹۷ بود. برای نخستین بار آثاری از یک آهنگساز برجسته (اما کمتر شناخته‌شده) پیش روی مخاطبان داخل کشور قرار گرفت. «سرنا» در عین حال می‌تواند نمایه و نماینده شایسته‌ای برای شناساندن وجوه گوناگون آهنگسازیِ مؤلفش باشد. آلبوم سه رده از کارِگان والی را ارائه می‌دهد*. «مرگ‌آوا» در رده کارهای زهی او قرار می‌گیرد و گرایش به فرهنگ و اتمسفری دارد که آهنگساز نیمه دوم عمر خود را در آن گذرانده یعنی موسیقی کلاسیک غربی. با وجود این، حال و هوایی از درونگرایی و ارج‌نهادن به خلوت و اندوهِ لذت‌بخش موسیقی ایرانی در این اثر قابل لمس است. بخش دوم «آوازهای محلی (folksongs)» است که همیشه زیباترین ساخته‌های والی بوده. جایی که او سراغ موسیقی اتنیک و فولکلور ایران می‌رود. بی‌جهت نیست که برخی به او لقب «بارتوک ایرانی» را داده‌اند. آوازهای محلی والی، صرفاً گرته‌برداری از تم‌ها و ملودی‌های آشنای محلی و ارائه تنظیم‌های هموفونیک و ارکسترال از آن‌ها نیست. والی موتیف‌ها و فیگورهای وام‌گرفته از ملودی‌های بومی ایران را وارد دنیای شخصی خودش می‌کند. دنیایی که شاید ساده نباشد اما همان شاعرانگی و روایت‌گری دلپذیر را دارا است. توانایی اصلی آهنگساز در دراماتیزه کردن و خلق اتمسفر لازم برای رُخ‌نمایی ملودی‌ها است. «خوشنویسی» هم به نظر می‌رسد جایی است که آهنگساز با وجود آشنایی با موسیقی دستگاهی کمی از محدوده امن خود خارج می‌شود و به مراتب رادیکال‌تر و ریسک‌پذیرتر از دو رده دیگر ظاهر می‌شود. * هر چند رده چهارم و پنجمی هم در کارهای آهنگساز وجود دارد. یکی آثار eclectic او مانند Toward that Endless Plain است که گرایش‌های او به موسیقی تصویری را نشان می‌دهد و ترکیبی است از آوازهای فولک، موسیقی دستگاهی، موسیقی رمانتیک و حتا جَز. دیگری مجموعه آثاری است که با توجه به استفاده از موقعیت‌های فضایی (spatial) برای ارائه روی رکورد مناسب نیستند. |سینا چراغی |

The Muckers - It’s Better Without You

اینکه چرا گروه ماکرز هنوز نتوانسته آلبومی منتشر کند برای خیلی‌ها سوال است. از همان دوره‌ای که آنها در تهران موسیقی‌ می‌ساختند چندین بار خبرهایی از همکاری‌شان با لیبل‌هایی مثل برگر و وینر به گوش ما رسید. اما ماه‌ها و سالها گذشت و اتفاقی نیفتاد. حالا ماکرز که با مهاجرت امیر محسنی وکالیستش به آمریکا دیگر تبدیل به یک گروه واقعا آمریکایی شده، قصد دارد نخستین EP خود را با عنوان Its Better Without You با لیبل Modern Sky منتشر کند. از ترکیب ماکرزِ تهران تنها امیر محسنی بعنوان وکالیست/گیتاریست گروه باقی‌مانده و در حال حاضر آرین آذر (بیس)، جان دلوکس (درامز) و کریس کالی (گیتار) اعضای ماکرز را تشکیل می‌دهند. از همان ترک Reveries تا سینگل‌هایی که به تازگی از آنها منتشر شده گرایش به فشن موسیقایی دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ به خوبی در گروه مشهود است. صدای فازی (Fuzzy) و پرُ ریوِرب ماکرز دلبستگی عمیقش به مد سایکدلیک راک را نشان می‌دهد و شنگی نهفته در ریتم و بیس کارها آنها را به فانک متصل می‌کند. در حال حاضر ماکرز چیزی بیشتر از چند سینگل پراکنده با نوازندگانی متفاوت نیست و باید منتظر بمانیم تا هویت اصلی گروه با انتشار نخستین اثر رسمی آنها قوام پیدا کند. اگرچه می‌توان گفت ماکرز در میان گروه‌های آمریکایی هم‌استیل خودش حرف خاصی برای گفتن ندارد اما بعنوان حرکتی از تهران به‌سمت کشف دوباره‌ی موسیقی گاراژراک/سایکدلیک آمریکایی که کمتر در ایران خریدار دارد، می‌تواند برای داخلی‌ها حرف‌های زیادی داشته باشد. | امید سلطانی |
مصاحبه مجله رولینگ استون با گروه ماکرز

سکوت واژگون - گروه خردل

آگاهی در انتخاب‌ها – آلبوم «سکوت واژگون» اثر تریوی «خردل» برای من بیش از هرچیز نشان دهنده‌ی آگاهی گروه در خواسته‌ها و انتخاب‌هایشان است؛ تکلیفشان با خودشان و به طبع آن با موسیقی مشخص است. این موضوع به انتخاب قطعه‌ی آغازین آلبوم هم سرایت کرده و Hightune ضربه درخوری می‌زند؛ قطعه‌ای که استخوان‌بندی آلبوم را به رخ می‌کشد. گام ابتدایی با ریتم فانکی و گروو (groove) هیجان انگیر برداشته می‌شود و پس از آن یک ریف گیتار محکم‌؛ به این‌ها اضافه کنید نوازندگی‌های سطح بالا، صدابرداری و میکس تروتمیز. خردل انتخاب کرده که فانک بزند، دغدغه‌های جزی‌اش را در دل همین موسیقی محک بزند و تجربه‌ کند اما نه آنچنان که برچسب تجربی، پررنگ‌تر از تَگ‌های ژانرهای مورد علاقه‌شان (فانک و جز) شود. خردل انتخاب کرده که کمتر شنیده شود اما وکال نداشته باشند و به نوعی بیشتر بار را روی دوش گیتار بیاندازند. از این منظر سکوت واژگون به آلبوم ایستگاه بلوز اثر محمدرضا سبکتکین شباهت دارد؛ آلبوم‌هایی با استاندارد بالا که در نیمه‌ی راه خسته کننده می‌شوند. حتی مخاطبِ موزیک باز اگر خوره‌ی فانک نباشد به استراحتی مفصل در اواسط آلبوم نیاز پیدا می‌کند. این مشکلِ اصلی چنین آلبوم‌های است که شاید باید تعداد قطعات کمتر یا فضا شکن‌های متفاوت‌تری داشته باشند.

|سیامک قلی زاده|

گنج مستور - هولوگرام

کار کردن مجدد (ریوُرک یا ریمکس) روی قطعات موسیقی سنتی ایران از شجریان گرفته تا ذبیحی چند سالی است که بین جوانان نوگرای موسیقی ایران باب شده‌ و البته هنوز به «دوباره کاری» کشیده نشده‌است. تجربیات ماهان فرزاد، مسلم رسولی، ری‌بیت و… همگی نکات قابل توجهی داشتند. حالا هولوگرام آلبومی به نام گنج مستور با هفت قطعه را در اختیار ما قرار داده است که نشان می‌دهد پیوند زدن موسیقی الکترونیک و موسیقی سنتی هر روز جدی‌تر می‌شود. نکته‌ای که در رابطه با این آلبوم اهمیت دارد همین آلبوم بودنش است؛ چراکه همیشه چنین تجربیاتی به شکل تک آهنگ عرضه می‌شد. حالا شنونده می‌تواند گوش خود را به شکل جدیدی محک بزند و بفهمد آیا چنین تجربیاتی تنها با تک آهنگ و به شکل لحظه‌ای قابل باور و جذاب است یا می‌تواند مانند آلبومی اورجینال، کلیتش را هم دوست داشته باشد. در گنج مستور روی قطعاتی عموماً شناخته شده از شجریان، ناظری، قربانی، علیزاده، کلهر، تاج اصفهانی و بنان، تمرکز شده و به اکثر قطعات عناصر ریتمیک تزریق شده‌است. تقریباً تمام آثار اصلی، فضایی غمگین داشتند که شنیدنشان در کنار هم را سخت می‌کرد و از آن مهمتر به خلوت نیاز داشت ولی حالا شاید حتی در ماشین و هنگام کار هم از شنیدنشان لذت ببرید. | سیامک قلی‌زاده |

هنوز پاییز است - کیهان کلهر و رامرانت تریو

آبی دور - فریدون بهرامی و آتنا اشتیاقی

آلبومِ “آبی دور” از فریدون بهرامی و آتنا اشتیاقی، درگیرِ سبک نیست؛ می‌توان برچسب‌هایی شبیهِ “موسیقیِ‌ الکترونیک”، “آلترنیتیو” یا حتی “کلاسیکال جدید” به آن چسباند. هرچند در این صورت بخشی از اثر، از چارچوب‌های سَبکی بیرون می‌زند. انتزاعِ شاخص در محتوای آلبوم، مفهومی‌ست شبیه یک کّنشِ دیالکتیک؛ بین الکترونیک و آکوستیک، بین ماشین و انسان، بین تروما و امیدواری یا حتی -در دنیای واقعی- بین تولید موسیقی و اجرای موسیقی. آبیِ دور، ترکیب‌ِ صوتیِ خودش را، به عنوان سبک به مخاطب معرفی می‌کند؛ فرم و محتوایش متناسب اند. بازه‌ی تولرانس قطعات از نظر اتمسفر، گسترده‌ نیست و این جاذبه‌ی داخلی قطعات -از نظر تکنیکِ پروداکشن-، از نکات مثبت آلبوم به‌شمار می‌آید. فریدون بهرامی -به عنوان آهنگساز- اگرچه پیشینه و دانش‌‌ِ موسیقیِ کلاسیک را همراه خود دارد، از ابزارهای به‌روزِ تولیدِ موسیقی غافل نیست و همچنین در تَله‌‌ی “برچسب زدن” -سَبک، رویکرد و…- به خودش و موسیقیِ خودش، نیافتاده است. همچنین حضور آتنا اشتیاقی در این آلبوم، فراتر از یک نوازنده‌ی صِرف به کار روح دمیده که به‌درستی، یک موضوع مهم را یادآوری می‌کند؛ نوازنده، هنرمند است، نه اوپراتور. | پدرام بابایی |

دره خاموش - گروه بادزنگ

برای من همیشه نوشتن از گروه‌ها و آلبوم‌هایی که خیلی دوستشان دارم دشوارترین کار است اما لذت این چالش بیشتر وسوسه‌‌برانگیزش می‌کند؛ اینکه بی‌طرفی را حفظ کنم و نقایص را ببینم اما در عین حال از علایق و سلایقم دفاع کنم. بی‌شک لذت شنیدن دره خاموش کمتر از آلبوم اول بادزنگ یعنی دنیای ناتموم است و حدس می‌زنم دلیل ساده‌ای دارد؛ قبلاً کشفشان کرده بودم و این بار لذت بزرگ «اولین بار» وجود نداشت. اما بادزنگ همچنان صدای جدیدی در موسیقی باکلام ایران است که می‌تواند مخاطبان سخت‌پسند را جذب کند؛ دلیلش هم سلیقه و وسواس گروه در ابعاد مختلف است. این سلیقه در آلبوم اول بیشتر متمرکز روی ملودی‌ها و ترکیبش با ترانه بود و حالا در انتخاب صداها و میکس. ضمن اینکه فراموش نکنیم ترکیب موسیقی الکترونیک و راک پیش از این در ایران کمتر اتفاق افتاده است. بادزنگ در آلبوم دوم شاید هنوز ساختار ورس و کوروس را دنبال می‌کند اما بازی‌های جدیدی دارد؛ مثل اینترو یا پایان‌بندیِ بلند و تغییر طول ورس‌ها. همین موضوع باعث شده در برخورد اول تکلیفتان با آلبوم روشن نشود و نیاز به بازگشت مجدد دارد. از این بابت «دنیای ناتموم» که قطعات ریتمیک و ساختار ساده‌تری داشت راحت‌تر مخاطب را همراه می‌کرد. با وجود رشدی که بادزنگ در موسیقی داشته در ترانه‌ها به موفقیت آلبوم اول نرسیده، حالا بیشتر با کلمات سروکار داریم و هرچند روش مناسبی برای این جنس از موسیقی است اما در آلبوم اول عبارت‌هایی مانند «دارم پا میدم به اومدن آدما دورم» یا «سوار یه بومرنگم و همه بهم میگن برگرد»، ضمن توصیف‌گری و «ترانگی» دارای مفهوم منحصر به فرد هم بودند. در نهایت با قطعه متفاوت و آکوستیکِ «پر گیرودار» بادزنگ مخاطب را غافل‌گیر می‌کند و نشان می‌دهد که پشت تمام این اصوات الکترونیک، قطعات چگونه شکل مى‌گیرند. | سیامک قلی‌زاده |

404 - فرشاد

گمشده ابدی - پویان قندی

موسیقی آلترناتیو مشهد معمولا با بی‌مرزی و رهایی خود مخاطب را غافلگیر می‌کند. آلبوم «گمشده ابدی» تازه‌ترین میوه‌ی سرزمین خاستگاه خورشید نیز از این قاعده مستثنی نیست. پویان قندی در این آلبوم بی‌کلام موفق به خلق اثری شده‌است که می‌تواند در عین سادگی پیچیده باشد. نت‌های درامز در ظاهر بسیار ساده هستند و به هیچ عنوان خبری از شلوغی و پاساژهای پر سر و صدا نیست، اما همین نت‌های ساده با انتخاب کسر میزان‌های غیرمعمول و سرضرب‌های خلاقانه، ریتمی پیچیده را روایت می‌کنند که گاهی دنبال کردن آن برای شنونده حلاوتی چالش برانگیز دارد. فضای صوتی آلبوم مینیمال است و به خدمت نگرفتن گستره‌ی وسیعی از سازها باعث می‌شود که آلبوم بسیار یکدست و یکپارچه جلوه کند. یکپارچگی‌ای که بنا به تعابیری می‌تواند گاهی حتی ملال آور باشد. آلبوم «گمشده ابدی» مجموعی از المان‌های راک و موسیقی شرقی است که گاه از خصوصیات مینیمالیستی موسیقی الکترونیک نیز وام می‌گیرد. | بابک علوی |

سیزده چهل - گروه بمرانی

به‌پختگی رسیده‌ی شکم‌ در نیاورده! حقیقتش وقتی شنیدم گروه بمرانی قرار است بعضی ترانه‌های دهه‌ی چهل را بازخوانی کند توی ذوقم خورد. پیش خودم گفتم «ای‌بابا، اینام دیگه حوصله‌ی آهنگسازی ندارن، می‌خوان یه کار بکنن که کرده باشن؛ هلو بدو بیا بپر تو گلو!» اما وقتی آلبوم به‌دستم رسید و در خلوت و جلوت همه‌ی قطعاتش را با وسواس و حتی ذهنیت منفی، شنیدم و زیر و رو کردم به‌طور کامل نظرم تغییر کرد. آلبومی که ممکن بود به‌دام تکرارهای معمول و نوستالژی‌بازی‌های سانتی‌مانتال موجود در بازار امروز موسیقی بیفتد با دقت‌نظر و اهتمام تک‌تک اعضای گروه، تبدیل به اثری درخور شده که گروه تا پایان فعالیتش می‌تواند محکم پشتش بایستد و به آن افتخار کند. تک‌تک جزییات این آلبوم از سطح نوازندگی و تکنیک‌پردازی وکال گرفته تا طراحی و اجرای تنظیم‌ها به‌طور کامل در به‌وجود آمدن فرم قطعات موثر عمل کرده تا آنجا که به‌صراحت می‌توان تک‌تک قطعات را بازآفرینی قطعات کمترشنیده‌شده‌ی دهه‌ی چهل شمسی دانست و نه صرفا بازخوانی آن‌ها. این بسیار مهم و تحسین‌برانگیز است گروهی که چندین سال از آغاز فعالیتش گذشته و آثار گذشته‌اش بارها و بارها شنیده شده و تقریبا به جریان اصلی بازار موسیقی نزدیک شده، دچار نخوت و رخوت نشده است و همچنان تا این حد به کیفیت خروجی آثار تازه‌اش حساس است و در هر آلبوم این احساس را در شنونده به‌وجود می‌آورد که تک‌تک اعضا در کارشان رشد چشمگیری داشته‌اند. بر همین اساس می‌توان گفت بمرانی جزو معدود گروه‌هایی‌ست که به‌پختگی رسیده اما شکم در نیاورده است!‌ |سهند آدم عارف|

شب تاب - کاوه م راد

دردانه - نورمحمد درپور

ُSiavash Amini & Umchunga - The Brightest Winter Sun

#تهران - #تهران

ساخته‌ی حوصله و دقت – در مواجهه با هشتگ تهران احتمالا نخستین ویژگی که ذهن را به خود مشغول می‌کند ساخته و پرداختگی با حوصله و دقیق اثر است. اگر فرایند ساخت موسیقی را به دو بخش اصلیِ خلق ایده و پرورش آن تقسیم کنیم می‌بینیم که مازیار خواجیان و محمدرضا اصغری با حوصله و دور از شتاب‌زدگی از پس هر دو وظیفه به خوبی بر آمده‌اند. تازگی ملودی‌ها و عدم پیشروی آن‌ها در مسیرهای مستعمل و مورد انتظار، نشان می‌دهد که سازنده‌ی آنها دستی بر آتش جز دارد و از سوی دیگر طریقه‌ی چیدمان جملات موسیقایی در پی یکدیگر گواه حضور تنظیم کننده‌ای مجرب در این آلبوم است. افت و خیزهای به جا در تک تک قطعات باعث می‌شوند که شنیدن اثر برای شنونده سخت و خسته کننده نباشد. جریان برنامه ریزی شده در کلیت آلبوم نیز قابل مشاهده است و از آن جایی که با یک کانسپت آلبوم طرف هستیم، این ویژگی مهم و حیاتی محسوب می‌شود. |بابک علوی|

واپسین فردا - حمیدرضا خبازی، فرهاد زالی و مسعود براره

تولید براساس نوازندگی – شعورمندی و آگاهی؛ این تمام آن چیزی است که واپسین فردا را پدید آورده است. گروه نوازی، سه نوازی، همنشینی و کلمات مشابه برای توصیفِ حضورِ شاعرانه‌ی تار، تنبک و نی در آلبوم واپسین فردا ناقص است. خبازی، زالی و براره در این آلبوم چند شخصیت کاملاً مجزا هستند که شعور و درکشان از ساز خودشان، ساز همدیگر و موسیقی ایرانی، شخصیتی یکپارچه به آن‌ها می‌بخشد و مهمتر از همه هر سه‌ درکی از گفت‌وگو دارند که کمتر در موزیسین‌های با ساز ایرانی وجود دارد. به یاد بیاورید وقتی نوازنده‌های مختلفی به ایران سفر می‌کنند و کنار یک نوازنده ایرانی ساز می‌زنند مشکل اصلی نبود همین فرهنگ دیالوگ کردن و گاهی ساکت ماندن است. حالا این سه نوازنده چقدر به جا دست از ساز می‌کشند و می‌شنوند و چقدر عجیب هر سه با هم به توافق می‌رسند؛ گاهی حرف هر سه را یک نفر می‌زند و گاهی یکی راهی به بحث پیدا نمی‌کند. در نهایت به نظر نمی‌رسد این آلبوم نه بر اساس بداهه‌نوازی و نه بر اساس آهنگسازیِ دقیقی شکل گرفته باشد بلکه احتمالا برمبنای ترکیبی از این دو به بهترین شکل، براساس قابلیت‌های فردی شکل گرفته است. |علیرضا مهراد |

خجسته - فرید خردمند و گروه سپهر

Crows in the Rain - Ashes of the Past

آلبوم‌های کلاغ‌ها در باران

Chikitaz - About Colors

9T Antiope - Nacebo

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *